تبليغاتX
عشق
عشق
گریه بی صدا

خدا کند که دل من فقط برای تو باشد

درون کلبه قلبم هميشه جای تو باشد 

مرا نسيم نگاهت به باغ اينه ها برد

خوشا کبوتر عشقی که در هوای تو باشد

قنوت سبز نمازم به التماس در امد

چه ميشود که مراخيری از دعای خير تو باشد

در اين ديار،حريمی برحرمت دل نيست

بيا حريم دلم باش تا سرای تو باشد

خدا کند که دلم را به هيچ کس نفروشم

خداکند دل من فقط برای توباشد

 

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:5 |
عشق سوخته

عشق سوخته

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:51 |
دوست دارم

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:47 |
دل خوش بیچاره

iran-iran

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:44 |
عکس

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:39 |
تاریخچه ی والنتاین

تاریخچه ی والنتاین

 

 

همگی روز والنتاین را به نام روز عشاق می شناسیم . بد نیست که تارخچه ی این مراسم را بدانیم . این مطلب را از وبلاگ یکی از دوستانم در 360 برداشتم . ضمنا مطلب دیگری هم در مورد والنتاین ایرانی هست که در پست بعدی قرار خواهم داد . خوندنش خالی از لطف نیست . این روز رو به تمام کسانی که طعم عشق را چشیده اند و به معنی آن رسیده اند تبریک می گویم .

امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگی والنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند.یکی از افسانه ها حاکی از آن است که وا لنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است, هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند, ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود. وا لنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را درخفا به عقد یکدیگر در می آورئ. هنگامی که کلادیوس از این عمل وا لنتاین آگاه می شود, وی را به مرگ محکوم میکند. عده ای دیگر میگویند که علت کشته شدن وا لنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بودکه در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار میگرفتند.

بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, وا لنتاین خودش اولین "هدیه وا لنتاین" را برای معشوقش می فرستد. می گویند هنگامی که وا لنتاین در بند بوده, دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است. پیش ازمرگش, نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا میکند "وا لنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم میخورد. همانطور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی وا لنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است, درتمامی افسانه ها شاهد هستیم که وا لنتاین پیکره و حقیقت نمادی از همدلی , دلسوزی و از همه مهمتر عشق است. بنابراین تعجبی ندارد که درسده میانه (یعنی همان قرون وسطی) وا لنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیسها در انگلستان و فرانسه بود. در حالی که عده ای اعتقاد دارندکه روز وا لنتاین را به مناسبت سالگرد مرگ وا لنتاین جشن میگیرند-که احتمالا حدود سال 270 بعد از میلاد اتفاق افتاده است- عده ای دیگر ادعا می کنند کلیسای مسیحیت از آن رو روز وا لنتاین را جشن می گیرند که به فستیوال شرک آمیزو کافرانه لوپرکالیا جنبه تقدس و دینی ببخشند. در روم باستان, فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز میشدو اعتقاد داشتند که ماه فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدیها است. آنها خانه هایشان را کاملا تمیز میکردند. آنگاه نوعی گندم را به نمک می آمیختند و آن را در همه جای خانه می پاشیدند. فستیوال لوپرکالیاکه روز 15 فوریه آغاز میشد به فایُونوس , الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس- بنیانگذاران روم- اختصاص داشت. برای شروع فستیوال , اعضای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند, در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند. بنیانگذاران روم اعتقاد داشتند که آنها در این غار توسط یک گرگ ماده حمایت می شوند. آنگاهکشیشان رومی یک بز را به نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی می کردند. آنگاه پشم بز رامی چیدند, آنها را به خون خودش آغشته میکردند, به خیابانها می رفتند و پس از مالیدن پشم آغشته بهخون بز به صورت زنان به مزارع گندم رفته وآنجا رانیز غرق به خون میکردند. البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند, با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمرونیکو خواهدشد.

همچنین بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, همه دختران مجرد شهرعصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته وآن را در یک بستو(گلدانی ویژه برای نگهداری وسایل گرانقدر) می ریختند. آنگاه هر کدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن نام آشنامی شدند. این کاراغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس, نخستین بار در حدود 498پس از میلاد, روز 14 فوریه را روز سنت وا لنتاین قرارداد. بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضدمذهب و غیرقانونی اعلام شد. بعدها,انگلیسی ها و فرانسویها درقرون وسطی بر این باور شدند که 14فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز وا لنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. یکی از قدیمی ترین وشناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده, شعری است که چارلز, دوک اورلیُان هنگام اسارتش دربرج لندن که به دنبال جنگ آگین کورت اتفاق افتاد به یاد همسرش می سراید. در قرن هفدهم در بریتانیای کبیر بود که روز وا لنتاین را در سرتاسر کشورجشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم, دوستان ودلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند. در پایان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپی جایگزین دست نوشته ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع میکردند, کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات وعلایق یک فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز وا لنتاین پیوستند. بر اساس گزارشات آماری, ارسال بیش ازیک میلیارد کارت وا لنتاین باعث شده است کخ این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک ردو بدل می شود(تعداد کارت های ارسال شده برای گرامی داشت کریسمس 6/2 میلیارد برآورد شده است). تقریبا 85 درصد هدایای وا لنتاین توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده,در کشورهای کانادا, مکزیک, انگلستان, فرانسه و استرالیا نیز روز وا لنتاین را جشن می گیرند

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:12 |
جاده ابریشم

با حریر پیله های کاغذی

واسه من جاده رو ابریشم نکن

من به پروانه شدن نمیرسم

حرمت فاصله مونو کم نکن....

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:57 |
نامه تو...

نامه ي تو چقدر زيبا بود ... هر خطش را سه مرتبه خواندم ...
بعد آن را به روي يك دفتر ... تانخورده قشنگ چسباندم
...
نامه ي تو چقدر خوشبو بود ... بوي گلهاي رازقي ميداد
...
حرفهايت هنوز هم طعم ... عطر پائيز عاشقي ميداد
...
گفته بودي عجيب دلتنگي ... دل من هم براي تو تنگ است
...
پيش من هم غروب غمگين است ... پيش من هم طلوع كمرنگ است
...
خوشم آمد چقدر دانايي .. حالي از حال من نپرسيدي
...
ولي از پشت قاب دلتنگي ... زردي ام را چه زود فهميدي
...
ياس زرد دو خانه آنورتر ... داشت ديشب تورا دعا ميكرد
...
تشنه بود و نبودي و او داشت ... التماس پرنده ها ميكرد
...
گفته بودي ز غيبت باران ... باز هم درد مشترك داريم
...
تا بخواهي شقايق تشنه ... گل سرخ پر از ترك داريم
...
دوريت كار دست من داده ... فاصله كه ميان ما كم نيست
...
هيچ كس روزگار و اقبالش ... مثل ما بي نشان و مبهم نيست
...
فكرت اينجا ميان گلدان است ... جلوي چشم آرزوهايم
...
تو خودت را به جاي من بگذار ... تو دلت سوخت من چه تنهايم ؟؟؟

سالها ميشود كه با عكست ... توي اين شهر زندگي كردم
...
با يكي دو تماس كوتاهت ... ماه ها رفع تشنگي كردم
...
ولي آخر چقدر بنشينم ... نامه اي حرف روشني چيزي
...
گل خشكي ميان اين كاغذ ... كه به آن وعده اي بياميزي
...
بنويس از خودت از اين نامه ... دو سه خط مختصر فقط فهرست
...
فقط اين بار خواهشي دارم ... عكس تازه براي من بفرست .

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:23 |
عشق مرده...

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:13 |
ILOVE YOU

|+| نوشته شده توسط امين شريفي در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:11 |

freedesign

template id :





Powered by freedesign.htm.ir/